سه ماهگی دوقلوهای من و آستارا رفتن😍😁
سه ماهگی کوچولوهای من... مامان جون و آقاجون که رفتن آستارا نگهداری ازتون یکمی برای من و بابا مشکل شد... آخه خودم هنوز کامل خوب نشدم... درنتیجه ما رفتیم آستارا سه ماهگی تون رو خونه آقاجون و مامان جون بودیم با دایی و زندایی ماشاالله بزرگ شدید کارهای، جدید می کنید. . . لثه هاتون به خارش افتاده و آب دهن میدید علی کوچولو شب ها پیش مامانجون میخوابه و نورا کوچولو پیش ما... آخه با صدای گریه همدیگه بیدار میشید، علی جون با دایی فوتبال میبینه... خداکنه پرسپولیسی نشه نورا جون هم قرارِ یه رووووزی با زندایی بره آرایشگاه . . . #ماشالله_لا_حول_و_لا_قوة_الا_بالله_العلی_العظیم...











